اولین باری که سارینا رفت دریا و شناکرد92.4.7
جیگرمامان دیروز برای اولین بار من و تو بابارفتیم دریا تا کمی شناکنیم و ساعت 6و30 رفتیم پیش دریای گمرک و ماشین و پارک کردیم و لباس و مامیت باز کردم و شرت تنت ردم و باباییم لباسش عوض کردو توروبغل کرد که برید شنا کنید ولی من چون یه مشکل شرعی داشتم نتونستم بیام توی آب
و حالم گرفته شده بود وای من توی این موندم چرا من هروقت میخام برم مسافرت یا جایی بریم برای تفریح این مشکل شرعی جلوتراز من میاد وای از دستش خسته شدم 

ولی من فقط تا زانو تونستم بیام توی آب و تو باباجونت رفتی شنا اولش تا گذاشتت توی آب ترسیدی و گریه کردی ولی یکم که ما بهت خندیدیم و روی صورتت آب پاشیدم خوشت اومد و شروع به خندیدن کردی
وقتیم که روبروی موجا میگرفتت بابایی و موجا بهت میخوردن کلی ذوق میکرد قهقهه میزدی
توی دریا هم البته بیشتر نزدیک ساحل پراز عروس دریایی و خرچنگ بود
اینم عروس دریایی






اولین باری که سارینا رفت دریا و شناکرد92.4.7
